أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

223

قانون ( فارسى )

است . بهترين نوع غذا براى كبد ناتوان غذايى است كه غليظ و لزج نباشد ، گوشت سبك و زودهضم ، گندمى كه خميرش كش‌دار نيست و لزجى ندارد و آبجو بخورند خوب است . اگر بيمار حرارت دارد آبجو را ساده بخورند و اگر بيمار سردمزاج است آبجو با عسل بخورند . زردهء تخم‌مرغ نيم‌رو شده و امثال آن نيز خوب است . شورباى بهره‌رسان براى بيماران كبد ناتوان ، آش انار با روغن زيتون است كه بوسيلهء دارچين و فلفل خوش‌بو شده باشد . مويز چاق‌وچله بخورند بسيار خوب است . مويز علاوه بر تقويت‌كنندگى و سازگارى با كبد ، به حدى مفيد است كه حتى اسهال شبيه به آب گوشت در آن شسته را باز مىدارد . فصل دوم بند آمدن گدارها در كبد اينكه بند آمدن گدارها در لايه‌هاى كبد در كجا و در چه حالاتى بوجود مىآيند ؛ چندين جهت دارد : 1 - ممكن است در قسمت گوشتين كبد راه‌بندانهايى ايجاد گردد . سبب چيست ؟ - خونى كه قسمت گوشتين ريه را تغذيه مىدهد و در آن نفوذ مىكند نسبتا خون غليظ است و در حالاتى در راه گير مىكند تو گويى سدى بر مجراى خون ايجاد شده است . چرا گير مىكند و گناه اين گير كردن خون در راه نفوذ به قسمت گوشتين كبد به گردن كى و از چيست ؟ - امكان دو حالت هست : الف - يا نيروى رانندهء كبد توان طبيعى خود را چنان كه شايد و بايد از دست داده است و نمىتواند از عهدهء راندن خون در گدارها برآيد . ب - يا نيروى جاذبهء كبد تندتر از حالت طبيعى حركت مىكند و حركت نيروى راننده بدان نمىرسد ؛ خون زودتر از آنچه كه متوقع است مىآيد و تا نيروى راننده به كار راندن كامل مىپردازد كار از كار گذشته است . 2 - گاهى راه‌بندان در گوشت كبد نيست و در رگهاى داخل كبد رخ مىدهد . سبب چيست ؟ الف - رگهاى داخل كبد - بنا به ارادهء خالق - در سرشت تنگ‌تر از اندازهء لازم آفريده شده‌اند . ب - رگها از سببى درهم ترنجيده‌اند و تنگتر از حال طبيعى شده‌اند . ج - پيچيده و ناهموار خلق شده‌اند و گدارها چنان كه لازم است هموار نيستند . د - ماده‌اى كه به رگها داخل مىشود و در آنها جريان مىيابد ، غير طبيعى است و در راه گير مىكند و راه‌بندان بوجود مىآورد . اين حالت اخير اكثرا در شعبه رگهاى وريد باب رخ مىدهد . مادهء غذا دهندهء كبد اولين منزلش شعبه‌هاى وريد باب است و از آنها به دهانهء رگهايى مىرسد كه از رگهاى از كبد برآمده منشعب شده‌اند . در اين تحويل و تحول نوعى دردى از مادهء تغذيه دهندهء كبد جا مىماند و راه را بر آينده و رونده مىبندد . ازاين‌رو اكثرا راه‌بندان در طرف گودى كبد پديد